من و تاریخ

این پست رو که نوشتم، معرفی یه کتاب تاریخی بود راجب جنگ جهانی به قلم چرچیل، یاد این افتادم که من همزمان که این کتاب رو خوندم، یه کلاس دفاع مقدس این ترم دارم که استادش تاریخ جنگ تحمیلی رو به ما درس میده و منم که دارم خودم جنگ جهانی میخونم...

بعد به این فکر کردم که استاد سر کلاس همش از تعداد اسیر های اون زمان، تعداد تانک های نابود شده و وسعت مناطق تصرف شده و اینا صحبت میکنه و منبعش هم کتاب تاریخ تحلیلی دفاع مقدس آقای افشردی بوده ولی الان اگه ازم بپرسن تو جنگ تحمیلی که استادتون راجبش گفت چندتا کشته و اسیر دادیم، بنده جوابی به این سوال ندارم بدم. اما اگر ازم راجب جنگ جهانی بپرسید و بگید تو جنگ دریایی نروژ، آلمان و انگلیس هر کدوم چند ناوشکن و ناو نیروبر و... از دست دادن و حتی اسماشون چی بود؟ میتونم براتون راجبش روضه بخونم... .

نمیدونم چه مرضیه واقعا که من دارم، در معرض دوتا تاریخ جدا قرار گرفتم با یه موضوع واحد، ولی اگر حق انتخاب برای مطالعه بهم بدن مشخصه کدوم رو انتخاب میکنم. حتی برای خودمم عجیبه که چرا باید اینقدر دوری کنم از چیزایی که برای خودمون پیش اومده! شاید بیشتر به خاطر این باشه که تاریخ خودمون رو بیشتر زورکی به خودمون میدن و تاریخ مناطق دیگه رو کمتر. به شخصه دنبال چیزاییم که بهش کمتر توجه میشه و شاید علتش این باشه، شایدم اینقدر از محدوده ای که داخلش اسیرم خسته شدم که با پرواز تو تاریخ های دیگه خودمو به نوعی آزاد میکنم... اما نمی دونم چرا اینقدر دنبال تاریخ های خشن مثل جنگ هستم و به استقبال تاریخ های نرم و لطیف مثل تاریخ خدایان یونانی کمتر میرم...